آغازین سخن : درقانون مدنی وقتی موانع ارث بری وارث ازمورث برشمرده می شود از قتل بعنوان یكی از موانع نام برده می شده . بدین معنی كه اگر مثلا" پدری فرزند خود را ویا فرزندی پدرخود را بكشد از مورث مقتول ارث نمی برد . علت وضع چنین قانونی شاید به سبب جلوگیری از تحقق بعضی نیات سوء باشد كه انگیزه های مادی عمده ترین موجب ارتكاب چنین جرمهایی است .یعنی ممكن است فرزندی با این هدف كه زودتر به میراث پدری دست یابد ، اقدام به قتل پدر می نماید . كه با وجود چنین ماده قانونی ومحرومیت فرزند از ارث بری پدر ، انگیزه قتل پدر منتفی می شود وبدین ترتیب از ارتكاب جرم قتل جلوگیری بعمل آمده است اصولا" انتقال تركه وقتی از متوفی به وارث صورت می گیرد كه موجبات وشرایط ارث مهیا وفراهم باشد واین انتقال وقتی كامل می شود كه مانعی جلوی اثر مقتضی را نگیرد. این علل بازدارنده را ‹‹موانع ارث›› گویند كه حسب ماده 880 قانون مدنی قتل از موانع ارث است .در این مقاله تلاش شده تامشخص كند كه چگونه قتلی مانع ارث بری است وآیا مثلا" اگر فرزندی به حكم قانون عامل قتل پدرباشد ، از ارث بردن محروم می گردد؟ یكم – تعریف قتل قتل عبارت است از خاتمه دادن به حیات انسان زنده به گونه عمدی یاغیرعمدی (خطایی( دوم – تعریف قتل عمدی: قتلی است كه قاتل به موجب قانون ، حق اقدام به آن را ندارد ودرصورت ارتكاب ، مستحق مجازات است. سوم – اقسام وتعاریف قتل غیرعمد: 1- قتل خطای شبیه عمد: وآن درصورتی است كه جانی قصدفعلی را كه نوعا" سبب جنایت نمی شود ،داشته باشد وقصدجنایت را نسبت به مجنی علیه نداشته باشد مثل آنكه كسی را به قصدتأدیب به نحوی كه نوعا" سبب جنایت نمی شود ، بزند واتفاقا" موجب جنایت گردد. 2- قتل خطای محض : وآن درصورتی است كه جانی نه قصدجنایت نسبت به مجنی علیه را داشته باشد ، نه قصدفعل واقع شده بر او را ، مانند آنكه تیری را به قصدشكاررها كند وبه شخص برخورد نماید و او را به قتل برساند. چهارم –قتل بالمباشره : قتلی است كه مستقیما" وبدون واسطه توسط شخص قاتل انجام شود. پنجم – قتل به تسبیب: كه در آن جانی ، سبب تلف شدن دیگری شود ولی خودش مستقیما"مرتكب قتل نگردد . مثل اینكه فردی به قصدكشتن دیگری ، چاهی را درسر راه وی حفركند وروی آن را بپوشاندبه گونه ای كه مجنی علیه با عبور از آن داخل چاه بیفتد وموجب مرگ او گردد. ششم – شرایط قتل مانع ارث 1- عمدی بودن قتل : بنابراین درقتل شبه عمدوخطایی، قاتل از ارث مورث(مقتول) ممنوع نخواهدبود. بیان چندنكته : - درقتل خطایی قاتل از ماترك مقتول ارث می برد ولی از دیه ناشی از قتل ارث نمی برد . - اگردیه بوسیله عاقله(خویشاوندان ذكورپدری وابوینی)یا از بیت المال پرداخت می گردد قاتل از آن ارث نمی برد. - مستمری بازماندگان كه براساس قانون استخدام كشوری مقرر می شود جزء ماترك نیست وازشمول مقررات ارث خارج است. - درمانعیت قتل عمدی به نحو عدوانی ، فرقی بین قتل مباشرتی وتسبیبی نیست. - قتل عمدی كه به طورمشترك انجام می گیردنیز مانع ارث بردن وارث ازمورث خود می باشد. طرح یك سؤال : اگرشخصی وارث برای رسیدن به هدف نامشروع خویش كه همان دستیابی به ماترك مورث از راه غیرقانونی است ، به قتل مورث خویش اقدام نماید ، ولی به دلایلی موفق نشود ، آیا درچنین مواری می توان گفت كه وی ممنوع از ارث خواهدبود ؟ پاسخ: نظربه اینكه قانون تنها قتل را جزء موانع ارث دانسته است واز لحاظ حقوقی ، نمی توان به اعمال مقدماتی كه قاتل جهت كشتن فرد از قبیل زخم زدن یا سم دادن انجام می دهد ، قتل اطلاق كرد . ارتكاب جرم تا این اندازه كه منجر به قتل نشود مانع از ارث بردن نیست. سؤالی دیگر: اگر پدری درمعرض قتل وكشته شدن قرار گرفته باشد وفرزندش به دلایل ناموجه برای نجات وی تلاشی ننماید وپدربمیرد ، آیا چنین فرزندی مستحق گرفتن ماترك پدر خود می باشد ؟ پاسخ : هیچ یك ازمتون جزای حقوق اسلامی اینگونه اعمال منفی را در ردیف قتل عمدی قرارنداده است . لذا نمی توان خودداری از اقدام به حفظ جان پدر(مقتول) را مانع از ارث بردن پسر دانست . به بیان دیگر، كسی كه در اثرترك فعل ، موجبات قتل(عمد) دیگری را فراهم نمایدقاتل محسوب نشده ولذا از ارث درصورت داشتن شرایط محروم نمی گردد. 1- وقوع قتل از طرف وارث : - قتل درصورتی مانع ارث می شود كه وارث ، به قتل مورث خود اقدام نماید .بنابراین درصورتی كه وارث درنزاعی ، مورث خود را شدیدا" مضروب نماید ، ولی مورث درمسیرانتقال به بیمارستان تصادف نموده واین تصادف به مرگ منجر شود ، چنین شخصی از ارث محروم نمی گردد. زیرا مرگ مورث درچنین فرضی ، نتیجه مستقیم تصادف است نه ضرب وجرح وارث. - درحالت دیگر، هرگاه شخصی به قتل پدربزرگ خود اقدام كند ودارایی پدربزرگ پس از مرگش به تنها فرزندش كه پدرقاتل است ، انتقال یابد وپدرقاتل نیز پس ازچندی فوت نماید ، دراین حالت ، قاتل وارث دارایی به جا مانده از پدرخود خواهدبود ، هر چندبخش عمده ای از دارایی به جای مانده از پدر ، ماترك پدربزرگ (مقتول)باشد. 2- نامشروع بودن قتل: قتل عمدی گاهی مشروع است(مثل قتل به حق وبه حكم قانون یا در دفاع مشروع) وگاه نامشروع(مثل قتل دریك نزاع وعدوانا") آن قتل عمدی مانع ارث بری می شود كه نامشروع باشد. بنابراین اگراعدام مورث براساس حكم دادگاهی به عمل آمده باشد كه قاضی آن براساس دلایل حكم اعدام مورث را صادركرده باشد ووارث مجری حكم باشد ، از ارث محروم نمی گردد. توضیح یك موردخاص: اگر اعدام مورث براساس حكم دادگاهی به عمل آمده باشد كه قاضی آن براساس شهادت شهود(دومردعادل)، حكم اعدام مورث راصادر كرده باشد ووارث این مورث ، شهادت دروغ در دادگاه داده باشد وبه علت شهادت این وارث قاضی حكم اعدام را صادركرده باشد ، چون وارث با شهادت دروغ خود سبب وقوع این اعدام به ناحق شده است ، مقصرشناخته می شود لذا از ارث مورث ممنوع می شود . این حالت فقط وقتی صادق است كه اعدام به شهادت اثبات شده باشد نه اقرارو... خلاصه شرایط قتل مانع ارث: 1- عمدی بودن قتل 2- وقوع قتل از طرف وارث 3- نامشروع بودن قتل هفتم – شرایط قتل عمدی غیرمانع ارث درموارد ذیل قتل عمدی مانع ارث بردن از مورث مقتول نمی شود. 1- قتل عمدی به حق وبه حكم قانون : درصورتی كه قتل عمدی مورث به حكم قانون یا برای دفاع باشد ، قاتل ممنوع از ارث نخواهد شد . مثل سربازی كه درمیدان جنگ مورث خود را كه درصف دشمن است به قتل برساند. 2- ارتكاب قتل درمقام دفاع: ارتكاب عملی برحسب ضرورت ، ازطرف شخص دربرابریك حمله نامشروع وبه منظورنجات خود یا دیگری تعریفی است كه از دفاع مشروع می شود . درماده 881 قانون مدنی آمده ، درصورتی كه قتل عمدی مورث برای دفاع باشد ممنوعیتی برای ارث بری ایجاد نمی كند. این رفع ممنوعیت از ارث بری هم برای وقتی است كه قتل مورث برای دفاع ازنفس ، مال یا آبروی خویش باشد وهم برای دفاع ازنفس ، عرض ، ناموس ومال دیگری . طرح یك سوال: آیا دفاع درمقابل تصرفات مجریان قانون نیز رافع ممنوعیت ارث بری است ؟ پاسخ : -مقاومت دربرابر قوای تأمینی وانتظامی درمواقعی كه مشغول انجام وظیفه خودباشند دفاع محسوب نمی شود. - ولی اگر مثلا" ، پدری بخواهد بدون داشتن حكمی از مقام قضایی ، واردمنزل پسرخود شده واموال وی را بدون اجازه واختیارقانونی ضبط نماید چون این عمل وی ، تجاوز از اختیارات قانونی است ، پسر می تواندمانع این كارشود وچنانچه بارعایت مقررات به دفاع از مال خویش بپردازد وپدر به قتل برسد ، عمل وی قانونا" دفاع مشروع به شمار می آید ، درنتیجه ، از ارث پدر ممنوع نمی گردد. 3- قتل درفراش: هرگاه مردهمسرخودرا درحال زنا با مرد اجنبی مشاهده كندوعلم به تمكین زن داشته باشد ، می تواند درهمان حال ، آنان را به قتل برساند . نظربه اینكه مرد درصدد دفاع ازناموس برآمده ودفاع وی مشروع قلمداد می گردد، بنابراین از ممنوعیت از ارث بری معاف می باشد. خلاصه شرایط قتل عمدی غیرمانع ارث: 1- قتل عمدی به حق وبه حكم قانون 2- ارتكاب قتل درمقام دفاع 3- قتل درفراش هشتم – سقط جنین: حسب قانون ، حمل درصورتی كه زنده متولدشود ازحقوق مدنی(ازجمله ارث) برخوردار است . بدین ترتیب اگر پس از مرگ پدری ، فرزندش كه در رحم مادر است زنده به دنیا بیاید ، از پدر ارث می برد. حال اگر وارثی به طمع تحصیل سهم الارث بیشتر ، عمدا" عملی انجام دهد كه باعث سقط جنین شود ، آیا از ارث جنین سقط شده محروم خواهدشدیا خیر؟ درچنین حادثه ای ممكن است دوحالت پیش آید؛ 1- طفل براثراعمال وارث ساقط شده ومرده متولد گردد كه دراینصورت چون مرده متولد شداصولا" ارثی از خود به جا نمی گذارد كه دیگری از او ارث ببرد. 2- طفل براثر اعمال وارث زنده به دنیا می آید ولی پس از چندی براثر اعمال منجر به سقط جنین فوت می كند . درچنین فرضی ، شخص مزبور ، قاتل عمدی است ولذا از ارث طفل محروم می گردد .زیرا فرض تحقق ارث با زنده متولدشدن طفل صورت گرفته است وطفل مالك ماترك شده وچون براثرعمل وارثش بعداز تولد فوت كرده وارث قاتل واز ارث ممنوع است. نهم – ارتكاب قتل از سوی صغیرومجنون : می دانیم كه جنایت های كودك ودیوانه درحكم خطای محض است ، بنابراین صغیرومجنون درهرحال از ماترك مقتول به جز دیه وی ارث می برند ومحروم از ارث او نخواهندبود. علت این امرآنست كه شرط ممنوعیت از ارث آنست كه قتل مورث عمدی باشد وچون قتل توسط صغیرومجنون غیرعمدودرحكم خطای محض است ممنوعیت از ارث بری حاصل نمی شود. آثارحقوقی قتل مانع ارث: سؤال اینست كه می دانیم قتل عمدی كه به ناحق ونامشروع باشد، ممنوعیت از ارث بردن را برای قاتل موجب می شود . آیا فردی كه به علت قتل مورث خود از ارث محروم می شود، این ممنوعیت نسبت به وارثان وی نیزتسری پیدا می كند؟ مثال : پسری ، پدرخود را به عمد وبه ناحق ونامشروع به قتل می رساند واز ارث پدر محروم می گردد حال آیا فرزندان این پسر(یعنی نوه های مقتول) نیز از ارث بردن ممنوع هستند؟ پاسخ : 1- مانعیت از ارث فقط بین وارث قاتل ومورث مقتول است. 2- وارث قاتل از ارث اقربای دیگر خود ممنوع نیست. 3- این مانعیت ، در وراثت وارث قاتل تأثیری ندارد. بدین ترتیب ؛ درصورتی كه زوجه تنها فرزند خود را بكشد، از فرزند خود ارث نمی برد ولی از شوهرخود ارث می برد وهمان یك چهارم به زوجه تعلق می گیرد وپسر بعداز قتل پدر خود از وی ارث نمی برد ولی از جدش ارث می برد. آثارممنوعیت ازقتل ، شخصی است . یعنی فقط وارثی كه مورث خود را كشته است از ارث او ممنوع می گردد. واین موانع درارث بردن دیگران تأثیری ندارد چرا كه ممنوعیت از ارث مجازاتی است مدنی وطبعا" هرمجازاتی مستقیما" به خود فرد مجرم باز می گردد. بنابراین اگر قاتل از مقتول خود كه مورث اش بوده ارث نمی برد ، اولاد واقربای قاتل از ارث محروم نمی گردند. یعنی اولاد واقربای قاتل هم از قاتل ارث می برند وهم از مورث مقتول. موانع ارث ارث از جمله‌ی آن‌دسته مباحث و موضوعات حقوقی است که شاید هر انسانی در طول عمر خود، خواه نا خواه با آن رو در رو می‌شود. حقوق ارث در لغت به معنای انتقال غیر قراردادی چیزی، از شخص به دیگری است و همچنین به معنای بقیه‌ و باقی‌مانده‌ی چیزی نیز می‌باشد. قانون‌گذار از ارث در ماده‌ی 140 قانون مدنی بعنوان یکی از اسباب تملک نام برده و احکام مربوط به آن را در مواد 861 تا 949 ق.م بیان کرده است. اگر‌چه قانون‌گذار در این مواد به تعریف ارث نپرداخته، لیکن در کتب حقوقی در این مورد تعاریف متعددی ارائه شده است. برخی آنرا به معنای ترکه و اموالی که از متوفی به‌جا می‌ماند، دانسته و در اصطلاح حقوقی مقصود از آن‌را انتقال مالکیت اموال میّت، پس از فوت، به ورّاث او می‌دانند. برخی دیگر از نویسندگان ارث را استحقاق بازماندگان شخص بر دارایی او می‌دانند. به هر ترتیب، قانون‌گذار در کلام خود، ارث را در هر سه مفهوم یاد‌شده به‌کار برده است و کسی را که ارث می‌برد وارث، و متوفی را مورّث، و اموال و دارائی متوفی در حین فوت وی را، ترکه می‌نامد. موانع تحقق ارث مقصود از موانع تحقق ارث، اموری است که وجود هر یک از آن‌ها، به‌رغم وجود شرایط وراثت، مانع از تحقق ارث می‌شود. برای اینکه بتوان وارثی را به این علت از ارث محروم کرد، باید وجود یکی از این عوامل به اثبات برسد. در صورت شک در وجود مانع، کسی که اسباب و شرایط وراثت در او جمع باشد، از متوفی ارث خواهد برد. موانعی که در قانون مدنی از آن‌ها نام برده شده است عبارتند از: 1-کفر: کافر از مسلمان ارث نمی‌برد، امّا مسلمان از کافر ارث می‌برد. به استناد ماده‌ی 881 مکرر ق.م، اگر متوفی مسلمان باشد، هر یک از ورثه که کافر باشد از او ارث نمی‌برد. اگر متوفی کافر باشد، در صورتیکه در جمع ورثه‌ی او، فرد مسلمانی موجود باشد، آنکه مسلمان است ارث می‌برد و مانع ارث بردن سایر ورّاث که کافر هستند میشود. به استناد ماده‌ی 882 ق.م، بعد از لعان، رابطه‌ی زوجیت منحل می‌شود و زن و شوهر که بر هم حرام ابدی می‌شوند، از یکدیگر ارث نمی‌برند. همچنین فرزندی که به سبب انکار او لعان واقع شده است، از پدر ارث نمی‌برد و پدر نیز از او ارث نمی‌برد 2-قتل: کشتن عمدی کسی به ناحق - نه برای قصاص، دفاع یا حدّ و مانند آن - موجب محرومیّت قاتل از ارث است. به قول مشهور، در قتل خطایی، قاتل تنها از دیه پرداختی محروم است.در این که قتل شبه عمد مانند قتل خطایی است یا حکم قتل عمد را دارد، اختلاف است. قول نخست به ظاهر کلمات بیشتر فقها نسبت داده شده است. به استناد ماده‌ی 880 ق.م، هر‌گاه کسی عمداً مورّث خود را بکشد، از ارث او محروم می‌شود. این حکم قانون‌گذار از دو جهت دارای اهمیت است. نخست آنکه محرومیت از ارث، بعنوان نوعی تنبیه و مجازات برای قاتل در نظر گرفته شده است. دیگر آنکه منع از ارث نوعی اقدام پیشگیرانه از جرم قتل نیز هست، چرا که انگیزه‌‌ی ارتکاب قتل را، در فرضی که وارث به طمع دستیابی به ثروت مورّث به آن دست می‌زند، ازبین می‌برد.لیکن در این مورد باید دانست که اگر قتل عمدی مورّث، به علت مشروعی باشد، مانع از تحقق ارث نیست و به همین دلیل است که ماده‌ی 881 ق.م مقرر می‌دارد: «در صورتی که قتل عمدی مورث، به حکم قانون یا برای دفاع باشد مفاد ماده‌ی فوق مجری نخواهد بود». حقوق 3-برده بودن: برده بودن مورّث یا وارث مانع ارث است، مگر آن که وارث، منحصر به برده باشد. در این صورت، برده - هر چند به طور قهری - از ترکه خریداری و آزاد می‌گردد و باقی مانده ترکه به او داده می‌شود. در این که برده در هر طبقه‌ای از طبقات سه گانه که باشد در صورت انحصار وارث به او، آزاد شود یا آن که این حکم اختصاص به پدر و مادر یا آنان به اضافه فرزندان میّت دارد، اختلاف است. 4-لعان: اگر مردی با همسرش برای نفی فرزند از خود، ملاعنه (--» لعان) کند، زن و شوهر از یکدیگر و نیز مرد از فرزند مورد لعان و بالعکس، ارث نمی‌برند. لعان در لغت به معنی لعنت کردن است و در اصطلاح عبارت است از اظهار لعن و نفرت بین زوجین با صیغه‌ی مخصوص، با این منشا که شوهر به همسر خود نسبت زنا بدهد و یا فرزندی را که شرعاً ملحق به اوست، انکار کند. به استناد ماده‌ی 882 ق.م، بعد از لعان، رابطه‌ی زوجیت منحل می‌شود و زن و شوهر که بر هم حرام ابدی می‌شوند، از یکدیگر ارث نمی‌برند. همچنین فرزندی که به سبب انکار او لعان واقع شده است، از پدر ارث نمی‌برد و پدر نیز از او ارث نمی‌برد. 5-زنا: نه زنا زاده از پدر و مادر خود ارث می‌برد و نه پدر و مادر و نزدیکان آنان از وی. به استناد ماده‌ی 884 ق.م، طفل متولد از زنا، از پدر و مادر و اقوام آنان ارث نمی‌برد. البته علت این حکم آنست که، به استناد ماده 1167 ق.م طفل متولد از زنا، ملحق به زانی نمی‌شود؛ یعنی بین آن‌ها رابطه‌ی خویشاوندی نسبی به‌وجود نمی‌آید و نبودن توارث، بین زانی و فرزند ناشی از زنا، یکی از نتایج فقدان رابطه خویشاوندی مشروع است.

تاريخ : شنبه دهم آبان 1393 | 18:35 | نویسنده : کاظم محبیان |